خيلي نامردين
دلم خيلي گرفته براي خودم نه.
براي دو تا بچه ايي كه نگاه هراسونشون به ما هست و منم جزو اون ما ها هستم. به بي مهرايي كه بهشون شده به يه زندگي كه نمي شه اسمش رو زندگي گذاشت. دلم پر از درد و نمي تونم درد دلم رو بلند فرياد بزنم.
يه زندگي، يك پيمان در حال از هم گسسته شدنه.
يه زندگي كه به همه چيز شبيه بود به غير از زندگي. واقعا اين دو تا ثمره زندگي چه چيزي رو دارن واسه زندگي آينده شون تجربه مي كنن؟ انتقام ؟ حرمت شكني ؟ بي عاطفگي مادر؟ خشم پدر؟ تنهايي؟ عقده هاي در درون خفه شده؟ چي ؟
من مي خوام به اين دو آدم ۴۰ ساله بگم خيلي بي شعوريد!!!خيلي بي رحميد! به مادرشون بگم خانم ر كه فكر مي كني آخره زيبايي و وجاهت زنانه هست تو فقط به هيكلت ميرسي كه يه وقت يه جات چاق نشه اما يه ذره فكر تو اون كله ات نيست. بيسسسسسسسسسسسسسسست ساله كه داري زندگيت رو به چيزاي بي ارزش مي فروشي به چشم رو هم چشمي به اينكه خانم (هنگامه ) همسايه روبروييت چي خريده تو بهترش رو بگيري به اين كه فكر و ذكرت اين باشه كه فقط به ماديات زندگيت بپردازي شده تو اين چند ساله از اين دو تا بچه ات بپرسي تو دلشون چي مي گذره؟ شده بخوايي براشون به غير از دعوا و كتك و تهديد يه مادر مهربون باشي؟ شده يه بار نشيني پشت سر باباشون جلوي بچه هات حرف نزني و پدرشون كه براشون حكم قهرمان زندگي رو داره سكه يه پول نكني؟ شده جاي اينكه با همسرت مثل يه نوكر حرف بزني يه ذره فقط يه ذره محبت كني؟ تو كه مي دوني اون تشنه محبته چرا بهش بي مهري مي كني؟ اصلا مي دوني هوش عاطفي يعني چي ؟ مي دوني پسري كه تو سن بلوغه چه حالي داره؟ نه نمي دوني تو فقط به خودت و خواسته هاي خودت فكر كردي هرچقدر هم ما خودمون رو اين وسط كشتيم تا يكم تو رو به راه بياريم نشد. تو فقط دلت مي خواد كه همه در خدمتت باشن. بچه؟!!!! هه چه حرف بي معني ايي !!!شوهر!! شوهر و همسر چيه اون فقط وظيفه اش اينه كه پول تو حلقوم من بريزه تا شاااااااااااااايد يكم آروم بشم. تو اگه عاطفه داشتي حال مادر مريضت رو كه تازه قلبش رو عمل كرده مي فهميدي!! من چي بگم بهت به غير از اين كه اميدوارم يه روز بفهمي كه با ندونم كاريات چه آتيشي به زندگي خودت و ما زدي. فقط اميدوارم اون روز خيلي دير نشه.
و تويي كه مرد خونه ايي. از تو هم گله دارم به خاطر كارهايي كه خودت مي دوني. به خاطر اينكه با سادگي ها و حماقت هات گذاشتي زندگيت رو ديگران در دست بگيرند و واست تعيين تكليف كنند و تو هم عين عروسك خيمه شب بازي بازيگرشون باشي؟ مي دوني چيه تو داري تقاص اون روزهايي رو كه سر مادرت فرياد مي زدي رو پس مي دي. مادري كه تمام زندگيش رو به پاي تو گذاشت. تقصير تو هم هست. تو هم تو زندگيت اشتباه هاي احمقانه ايي كرده اي كه سالها بايد بدويي تا جبرانش كني. از تو هم ناراحتم به خاطر موقع هايي كه انقدر عصباني هستي كه ادم مي ترسه باهات حرف بزنه. تو هر چي باشي قهرمان پسرهاتي. مراقب باش خراب نشي كه قله ارزو هاي اونها هم خراب مي شه. آقاي ك محترم هرچند خانم ر خيلي اذيتت كرده اما بايد بدوني تو هم تو اين ماجرا مقصري...
تنها كساني كه تو اين جدايي بي تقصيرن دو تا گلي ان كه چشمهاي رنگيشون پر اشكه بي گناهن.
فقط مي تون بگم خيلي نامردين. خيلي