فلفله خانم
همه کسایی که التماس دعا داشتند رو از ته دل دعا کردم....
تازه اسم من عوض شده. یعنی دیگه مریم نیستم. من فلفله خانم (felfel khanem) هستم.
روز اولی که رسیدیم مشهد تا موقعی که بخوان اتاقمون رو تحویل بدن رفتیم اطراف حرم و بگردیم و بازار رضا رو هم یه نگاه بندازیم. یادمه وقتی ۳ سالم بود بازار رضا همین جنس ها رو داشت الانم بعد ۲۲ سال بازم هموناست. مهر - جانماز-تسبیح و از این چیزا.
دم هتل اترک پاتوق فالگیرای مشهدی که با لهجه مشهدی می پرن جلو پات و می گن عزیزم کف دست بده فالت بگیرم. خلاصه دختر خاله خانم که خیلی شیطون و با نمکه کف دستش رو به یه فالگیره نشون داد که اسمش لیلا سیاه بود. یه خال گوشتی هم کنار دماغش بود.
بعد که کلی واسه دخترخاله جان خالی بست یهو رو کرد به من و دست من رو سفت گرفت و گفت: فلفله خانم کف دست می دی فال قشنگ بگیروم؟ بعد آقای همسر گفت: فلفله خانم قبلا فالش گرفته. اونم اسرار که نه فلفله خانم فالش خوش اقباله. من هم اصلا خوشم نمیاد چرت و پرت تحویل آدم بدن به هزار بد بختی کف دستم رو که تو دست لیلا سیاه گیر کرده بود رو کشیدم بیرون. آأآآآی خندیدیم. دیگه از اون روز من فلفله خانم شدم.
مشهد چرا انقد بزرگ شده آدم گم میشه. بدتر از اون خود حرمه هرچی می ری نمی رسی
خیلی تلاش کردم به ضریح برسم فقط یه دفه نوک انگشتم رسید و دیگه هیچی .... از بس حول می دن و کتک می زنن. فلفله خانم له شد. دلم می خواست اینایی که کتکم زدند و لهم کردند وشکون بگیرم. اما دیدم نه اینا مثلا جون خودشون اومدم زیارت .... اومدم کنار از دور زیارت کردم. نمیدونم این چه صیغه ایی هست که وقتی میرسن نزدیک ضریح چاردهاشون می بندن دور گردنشون آستینا بالا چشما بسته دهن باز به فریاد یا اما رضا من اومدم بعد می اوفتن رو اون بدبختی مثل من بعد تا اونجا که می تونه هل می ده تازه وقتی کاروانی اومده باشن کل کاروان هل می دن. اونجا دیگه چادرت نیست. رفته اگه یه چیزی مثل پر اومد رو سرت یعنی حجابت کو؟؟؟؟؟؟ خلاصه باید از خیر اینکه به ضریح برسی بگذری والللا من نمی دونم این چه جور زیارتیه.......
حالا از این چیزا بگذریم حال و حوای اونجا یه جوری بود. عصر پنج شنبه ناقاره زن ها شروع کردن به ناقاره زدن. انقدر دوسسسسسسسست دارم که نگو.
من و نویدی کلی تو صحن نشستیم و دعا کردیم برای همه. نمی دونستم برای خودم چی بخوام. برای هر کسی که حاجتی داره....
خیلی خوب بود. خیلی