امروز ۲۰ آذر چهارشنبه سال ۱۳۸۷

این روزها رو خیلی دوست دارم. برام یادآور خاطرات خیلی خیلی خوبه.

پارسال ۲۰ آذر رفتم آرایشگاه که مراحل اولیه آرایش عروس رو انجام بدم. خیلی دلهره داشتم. دقیقا یادمه  ۲۰ آذر روز سه شنبه بود و من ساعت ۱۱ وقت داشتم.

دیگه از روز سه شنبه من سر کار نرفتم ولی بازم شرکت دست بردار نبود و همش تلفن می زدند و سوال می پرسیدند.

۲۲ آذر سالگرد عروسی من و نوید هست. یک سال گذشت. ۳۶۵ روز از زندگی مشترک من و نوید می گذره. خیلی روزهای خوبی بود پر از فراز و نشیب،‌خنده و گريه، خوشحالي و يه وقتايي هم ناراحتي. اما خدا رو شكر هيچوقت توش قهر نبود. كينه و بدفكري نبود.

اين روزها براي من ياد آور روزهاي خيلي خوبي هست كه من و نويد تك و تنها فقط با اميد به خدا زندگيمون رو ساختيم. ميگم تك و تنها نه كه فكر كنيد مامان باباهامون ما را ول كردن نه. اما همه كارهايي كه مي خواستيم انجام بديم رو تنهاي تنها ولي با سر انگشتهاي خدا انجام داديم. همه چيز ساده بود ولي در عين سادگي اصالت و شكوهي داشت كه معلوم بود كار ادميزاد نيست كار خداست.

همه چيز دست به دست هم دادند تا ما كنار هم باشيم. فاصله بين عقد و عروسيمون كم نبود اما هيچوقت نخواستيم باعث عذاب هم بشيم. به جون هم نيفتاديم. با هم بوديم چقدر غصه داشتيم. حس مي كرديم كه توي يه بيابون درندشت بدون هيچ وسيله ايي ولمون كردند.

خوب بود دوست داشتم. دوراني بود كه بزرگ شدم. فهميدم زندگي مسئوليت بزرگي هست كه بايد ياد بگيري از پس بر بيايي. زندگي شوخي نيست. خاله بازي هم نيست. حساب كتاب داره. بايد ياد بگيري كه دوره بچه گي تموم شده نه كه ديگه الان خيلي بزرگ شدي. نه!

همه چيز وقتي خوب پيش ميره كه هر دو طرف با هم حركت كنند. انرژي هاشون به يك سمت و مقصد باشه.

خلاصه كنم. اين روزها برام خيلي عزيزن. بهترين روزهاي زندگيم هستند با تمام وجود دوستشون دارم و از خدا مي خوام كه سالهاي بعد هم وقتي بر ميگردم به گذشته از يادآوريشون حس خوبي داشته باشم.

خدا بخاطر همه خوبي هايي كه بي منت به من و نويد كردي ممنون. هميشه سعي مي كنم آدمي باشم كه يادم نره تو چقدر بهم خوبي كردي.....

روزمون مبارك