جديدا شش هام خيلي قوي تر شدن البته بايد كفشامو عوض كنم يه كتوني نرم بپوشم.

دارم هرروز ركورد خودم رو مي شكنم. با خودم رقابت دارم شديد....

هر روز عصر كه مي خوام برم خونه كلي بايد ورزشكار باشم. محل كار من نزديك ايستگاه مترو بهشتي هست و مقصدم شمس آباد و بهترين راه براي اينكه برسم خونه اينه كه با مترو يه ايستگاه بعد يعني مصلي پياده شم شايد به زبون يه ايستگاه و بعد تاكسي باشه اما كلللللللللي مشكله به قول معروف مررررررررررررد مي خواد كه بتونه تاكسي ميدون ملت رو پيدا كنه و خودش رو به دستگيره بچسبونه و مصافتي رو به همراه ماشين بدوووه تا بتونه سوار شه و از ته دل خدا رو واسه شانسي كه نصيبش شده شكر كنه.

منم يكي از اون ۱۰۰ نفري ام كه عصرها به دنبال تاكسي هستند. پس براي اينكه جزو نفرهايي باشم كه بتونم زودتر تاكسي پيدا كنم بايد دقت و سرعت و زمانبندي بهتري داشته باشم.

طبق تجربيات و محل قرار گرفتن در ايستگاه و زمان ورود و اينكه از چه دري وارد واگن بشي و از كدوم در خارج بشي برنامه دقيق استفاده از مترو رو بدست آوردم

اول از همه بايد تر و فرز باشي واسه خودت با ناز و عشوه راه نري. البته اگه عجله داشته باشي. يه وقتايي يه سري آدما رو مغزم مي رن. همچين بي خيال وسط پله برقي وايسادن كه انگار اومدن تفريح از هر وري هم كه مي خوايي بري نميشه.

دوم اينكه كارت اعتباري داشته باشيد بهتره البته فك نكنيد تبليغ مترو رو مي كنم. نه واسه خودتون بهتره.

خوب اين از دستور العمل هاي global

حالا به الگوريتم خودم مي رسم.

ايستگاه شهيد بهشتي يه ايستگاه خاصي هست سه تا در ورودي داره كه يكيش تو مصلي هست يكي شرق خيابون بهشتي به سمت ميدون تختي يكي هم سر خيابون مفتح. سومي براي من نزديك تره.

۱-پله ها زياده بايد سريع پايين برم.

۲- دالون طولاني و پيچ در پيچي داره كه وسطش يه پنجره بزرگ داره كه نمايي از ايستگاه رو مي توني ببيني .اين قسمت جاي خوبي هست كه ببينيد مترو به ايستگاه رسيده يا نه. البته اين كار نبايد اينجوري باشه كه وايسي جلوي پنجره نه عزيز بايد نگاه سريع و اجمالي داشته باشي اينكه مترو وارد كدوم ايستگاه مي شه از روي تجربه چندين و چند ساله ست.

۳- پس از طي كردن دالون نوبت به گيت بليط مي شه. اينجا يه مرحله از اونايي كه مي خوان تازززه برن بليط بخرن جلوتري. پس خوشحال باش.

۴-اين قسمت هم بايد با هوش و ذكاوت خودتون انجام بشه،‌نزديكترين و خاليترين گيت جهت ارائه بليط.

۵- اينجا بايد گوشتون تيز باشه كه صداي قطار از كدوم وره. من وقتي وارد اين قسمت از الگوريتم مي شم تمركز كامل دارم. ايستگاه بهشتي به سمت ميرداماد پله برقي نداره بايد از پله استفاده كني . نكته مهمتر اينكه فقط يك ورودي به سمت ايستگاه داره بايد دقت كنم كه پله ها رو ليز نخورم اينجا سرعتم در حد واتو واتو شده. (اعجاب انگيز)

۶-يه وقتايي حالا عيب نداره خانوم ها برن تو بخش آقايون اما هيچ وقتي نبايد آقايون وارد واگن بانوان بشه. جيزززززه. منم واسه اينكه سرعت كارم بالا بره از قسمت آقايون وارد مي شم. حالا يه ايستگاه هم ارزش نشستن نداره. بسه از صبح نشستم يكم تحرك بد نيست. باز هم محل قرار گيري شما نسبت به در مترو خييييلي مهمه. من برگشتنه هميشه سرم چسبيده به در جوري كه كسي نتونه زودتر از من از در مترو خارج بشه. من هميشه بايد اول باشم اين شعار از كودكي تا حال تو همه چيزهاي رقابتي تو كله من ووول مي خورده.(فك نكين عقده اييم نه! از اينكه كند باشم و واسه خودم شل شل راه برم خوشم نمي ياد)

۷- اينو بدونيد كه راهبر مترو قبل از اينكه به ايستگاه برسه يه نيش ترمز مي زنه. اونجاست كه اكثر متروباز ها مي دونن كه به ايستگاه نزديكن و بايد به سمت در خروجي واگن برن.در اين قسمت بايد حواسم باشه كه كسي نخواد از من جلو بزنه. همون جور كه بيخ به بيخ در وايسادم موضعم رو نگه دارم.

۸- به ايستگاه رسيدي خانومه تو بلندگو اسم ايستگاه رو مي گه. مثلا "مصلي" بعد يه بوق كوتاه و بعدشم در باز مي شه. لحظه ايي كه مي توني از همه جلوتر باشي همون بوق كوتاه وسط باز شدن در تو بايد روي پله برقي وايساده باشي و بدووووي . من در اين قسمت نفس مي گيرم و گوش به بوقم. در كامل باز نشده از در سوم واگن دوم به سمت تابلوي خروج كه منتهي به پله برقي هست مي دوم. بازي شروع شد.

۹-پله برقي. خيلي خوبه از بچگي دوستش دارم. يه وقتايي بد نيست روش بدويي مثل الان تو اين مرحله.

۱۰-بعد از گذر از پله برقي و پله ها به گيت ميرسي. اوضاع خوبه تا حالا كه اول بودي. ايشالله تو بقيه زندگيت هم اول باشي. منم الان فعلا اولم يكم شل بيام چهار تا از پسرهاي تيز و بز بهم رسيدن.

۱۱-در اين قسمت اجازه داري فقط يه نفس عميق بكشي و دوباره نفس بگيري. چون به مرحله طوفاني مي رسي. محل تلاقي در ورودي مترو و سالن مترو قسمتي هست كه باد با سرعت زيادي در جريانه. اين باد هم دليلي داره كه وقت شد ميگم. اينجا بايد محكم باشي بخوايي شل باشي و با عشوه و از اين نازنازي بازيا در بياري باد بردت. اين قسمت شايد خيلي سخت باشه اما با تمرين حله. اينجا رو من سرعتم رو از سرعت باد بيشتر ميكنم.

۱۲-به پله هاي سيخكي رسيدي اين ديگه level آخره. اينجا بايد به چند چيز حواست باشه. اول خودت كه كله پا نشي بخوري زمين چون يه وقتايي پله ها ليزن. دوم به صداي فرياد راننده هاي متشخصي كه اون بالا منتظر مسافرن. سمت صدا رو شناسايي كني كه رسيدي اون بالا ماتت نزنه. منم دقت ميكنم يه وقتا ازدحام صدا خيلي زياده. يكي مي گه دربسسست كه ازشون متنفرم. يكي مي گه هروي-صياد يكي ميگي سيدخندان زير پل يكي مي گه رسالت و بندرت هم يكي داره مي گه بني هاشم ملت.

سنسور گوش من آلارم مي ده كه ملت. مريم ملت. البته همونجور كه گفتم به ندرت پيش مياد يه وقتايي تو بايد ذكر ملت رو بگي هي بگي ملت ملت ملت. اگه ماشين نبود بايد بري سمت جايي كه ماشينها دارن مي يان. بالاخره چون جزو اولين نفرها بودي راحتتر ماشين گير مياد.

بالاخره يكي پيدا شد و سوار شدي. اون موقع هست كه وسط نفس نفس زدنت مي توني خدا رو واسه اينكه بدن سالمي داد كه بتوني در دو ماراتن اول بشي شكر مي كني. اين جا ديگه شش هات كاملا باز شده ضربان قلبت بالا رفته واسه اينكه راحت تر نفس بكشي سوراخ دماغت باد كرده و همين ديگه...