شروع به کار
سلام. بالاخره هفته پیش با هزار تا زنگ زدن و پیگیر شدن و تماس های مکرر به حوزه ادبی هنری زدن تونستم اسمم رو در کلاس داستان نویسی بنویسم. خیلی خوشحال بودم چون بالاخره این طلسم شکسته شد و من بالاخره تونستم یه حرکت مثبتی انجام بدم.
کلاس خیلی جالب بود حرفهایی که رد و بدل می شد برام خیلی جالب بود و من هم مشتاق یاد گرفتن. در فاصله ای که برای شروع کلاس ایجاد شده بود من جزو رو مطالعه می کردم و به چیزهایی بر می خوردم که برام جذاب بود.
استاد از ما خواسته که چند طرح بنویسیم که موضوعش حادثه ایی باشه. از هفته پیش همش فکر می کردم که چه سوژه ایی رو تبدیل به طرح کنم.
+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۸:۱۰ ق.ظ توسط dona
|